سیمنارها و کنفرانسها علمی

-تجلی اندیشه های پست مدرنیته در تیوریهای مدیریت:

دکتر اعظم رحیمی نیک

چکیده

فرا نوگرایی یا پست مدرنیسم پارادایم جدیدی است که علوم مختلف از جمله علوم انسانی و از انجا

علوم مدیریت را متاتر کرده است . تئوریهای جدید در مکتب پست مدرن ما را در باره باورهای قبلی

که در مکتب مدرن مطرح بودند دچار تردید می کند و شاخص های متفاوتی رادر مقایسه با پارادایم

مدرن داراست به طور متال : تاتیر ذهن بر ماده. تردید در عقل مداری. مشکوک بودن واقعیات. نسبی

بودن پدیده ها که اینها همه با باورهای مدرنیته در تناقض است. پیدایش بسترهای اولیه مکتب پست

مدرن در اوایل قرن هجدهم بوده اما اساسا علت تولد تیوریهای جدید را میتوان ایجاد بحران در دوران

مدرن در اواسط قرن بیستم دانست زیرا به  علت از بین رفتن عمق فرهنگ مدرن و خمودگی  عاطفی

همچنین مادی شدن بیش از حد زندگی و نهایتا از خود بیگانگی انسان در پارادایم مدرنیته و از  طرفی

مطرح شدن فیزیک کوانتم  لزوم  تحول در تولید  علوم و  از  ان جمله علم مدیریت لاینفک بوده  است

لذا در حال حاضر پست مدرنیسم دک مقوله پیچیده وپر چالش است که به سادگی نمی توان یک تعریف

از ان  ارایه کرد  اما  تاتیر ان  در تولید علوم جدید کاملا مشهود است . در اینجا توجه شما را به برخی از

تفاوتهای دو پرادایم مدرن و پست مدرن جلب می نمایم:

-در مدرنیته مطلق بودن پدیده ها در پست مدرنیته نسبی گرایی .

 -در مدرنیته  اعتقاد به  فاعل عاقل در  پست  مدرنیته انکار  فاعل  عاقل .

-در مدرنیته روش شناسی مبتنی بر تجربه در. پست مدرنیته نفی تجربه گرایی .

- در مدرنیته سنت گریزی . در پست مدرنیته احترام به سنت ها .

 -درمدرنیته اصالت ماده در پست مدرنیته اصالت روح                                     . 

 

-کارکردهای پنهان بازاریابی

بهرام خیری            

عضو هیات علمی واحد تهران مرکز

چکیده

تئوری‌های علمی در خصوص حل مسائل اجتماعی دارای کارکردهای گوناگون می‌باشند. اعمال این تئوری‌ها در درجه نخست به دنبال تحقق اهداف از پیش تعیین شده خود هستند. اما در مواجهه عملی گاهی آثار و عواقبی از خود به جای می‌گذارند که هیچگاه در ذهنیت آن تئوریپردازان نمی‌گنجد. از این پدیده به عنوان عواقب نامقصود یاد می‌کنند. از این رو است که در خصوص پدیده‌های اجتماعی می‌توان کارکردهای پیدا و پنهان متصور بود، بدین معنا که این تئوری‌ها به مثابه پدیده‌ای اجتماعی در مواجهه عملی دارای کارکرد، اهداف و غایات مقصود و نامقصود می‌باشد. تئوری‌های بازاریابی نیز به مثابه یکی از شقوق علوم انسانی از این قاعده کلی مستثنی نیست. از این رو است که می‌توان به غایات و کارکردهای نامقصود آن در کنار کثیری از آثار مثبت اقتصادی-اجتماعی آن اشاره داشت. تئوری های بازاریابی در مقام عمل دارای کارکردهایی هستند که به برخی از آنها نقدهای جدی وارد شده است. در این مقاله به این کارکردها و نقدها به عنوان روی سیاه بازاریابی پرداخته‌ایم. روی سیاه بازاریابی همیشه به مثابه یکی از ایرادات کلی منتقدان بازاریابی به مجموعه تئوری‌ها و کارکردهای بازاریابی مطرح می‌باشد.

به روی سیاه بازاریابی از جنبه‌های گوناگون پرداخته شده است. برخی از منتقدان بدون مواجهه ایدئولوژیک، به آثار منفی بازاریابی در مقام عمل پرداخته‌اند که بیشتر ناشی از اقتضائات بازاریابی و سپس ناشی از سوء استفاده از تئوری‌های بازاریابی است. تئوری‌های بازاریابی در یک فرآیند خوداصلاح‌گر، هم به این نقدها پرداخته است و هم به اصلاح خود همت گماشته است. جنبه دیگر نقد بازاریابی از منظر سنت‌گرایان یا دیدگاه‌های مذهبی-اخلاقی است. بدین معنا که برخی از آموزه‌های بازاریابی در مقام نظر و بیشتر در مقام اجرا نافی برخی از آموزه‌های سنتی این رویکرد می‌باشد. رویکرد سوم با توجه به روی سیاه بازاریابی از جنبه نقد نظام سرمایه‌داری با رویکرد چپ‌گرایانه مارکسیستی می‌باشد. بدین معنا که همه نقدهایی را که به تئوری نظام سرمایه‌داری به مثابه پیش‌نیاز و بستر اعمال تئور‌ی‌های بازاریابی وارد می‌باشد را به بازاریابی تسری می‌دهند. در این مقاله سعی می‌کنیم که مطالعه مبسوطی به روی سیاه بازاریابی از سه جنبه‌ی کارکردگرایی، اخلاقی-مذهبی و مارکسیستی، داشته باشیم.